غزل(بی بهانه امدی پربهانه می روی):
بی بهانه امدی پربهانه می روی
شادمانه امدی غمگنانه می روی
بانواوسازدل امدی کنون چرا
بی صداوبی نوابی ترانه می روی
قهرونازمی کنی فتنه سازمی کنی
عاشقانه امدی کودکانه می روی
دیده ودلم نهان برده ای امان بمان
بی سبب چراازاین خوان وخانه می روی
مهردل که دیده ای ازچه دل بریده ای
اتشی نهاده ای قهرکنانه می روی
نظرات شما عزیزان:
برچسبها: غزلیات